تبلیغات
هیئت جوانان عاشورایی رزمندگان اسلام ماسال
مراسم هفتگی - یکشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشا - دارالقرآن کوثر

روزه و تربیت نفس

عارفى گفت : هر گاه غفلت از دیدگان اهل یقین ناپدید شود، هلال هدایت در بال بیدارى آشكارا مى گردد، اینجاست كه باید از هوا و هوس روزه گرفت.

دیگرى گفته : در خانه اندیشه با نفس خود خلوت كن و آن را از هر آنچه بدان سرگرم است تنبیه كن و هر گاه متنبه نشد او را به گورستان بخوان و اگر از آنجا هم سرمشقى نگرفت او را با تازیانه گرسنگى بزن، یعنى روزه بگیر.



پاداش شب زنده دارى و روزه داران

رسول اكرم مى فرماید:

در بهشت درختى است كه از آن اسبهاى ابلق (سیاه و سفید) با دو بال و با زینهایى از یاقوت بیرون مى آیند. اولیاء خدا بر آنها سوار مى شوند و به هر جاى بهشت بخواهند به پرواز درمى آیند، اهل بهشت از خدا مى پرسند: خدایا! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند كه ما از آن محروم هستیم. جواب مى شنوند:
آنها كسانى هستند كه در دنیا شب ها از بستر خواب بیرون مى آمدند و به نماز و راز و نیاز مشغول بودند، در حالى كه شما در خواب بودید و روزها كه شما مى خوردید و مى نوشیدید، آنها روزه مى گرفتند و همیشه از ترس و شوق من مى گریستند.

منبع: رساله لقاءالله، ص 128.

بهترین روزها و ماهها و عملها كدام است؟

از عبدالله عباس پرسیدند بهترین روزها كدام است، و بهترین ماهها كدام، و بهترین عملها كدام است؟
گفت بهترین روزها، روز جمعه است.
و بهترین ماهها، ماه مبارك رمضان است.
و بهترین عملها، نمازهاى یومیه است كه در وقتش خوانده شود.
این سؤال و جواب را به حضرت امیر گزارش دادند.
آن بزرگوار فرمود اگر از مشرق تا مغرب از هر یكى از علماء و حكماء این سؤال را مى كردند، آنها همین جواب را مى دادند كه ابن عباس داده است. ولیكن من مى گویم بهترین عمل ها، عملیست كه خدا آن را از تو قبول فرماید و بهترین ماه ها، ماهیست كه در آن ماه از گناهان توبه كنى و به سوى خدا برگردى. و بهترین روزها، روزى است كه بیرون آیى به سوى خدا در آن روز در حالتى كه ایمان داشته باشى.
منبع: كشكول منتظرى، ص 93.
مجلس تحصیل علم از هزار روز روزه برتر است.
مردى از انصار، نزد رسول اكرم آمد و سوال كرد: «یا رسول الله! اگر جنازه شخصى در میان است و باید تشییع و سپس دفن شود و مجلس علمى هم هست كه از شركت در آن بهره مند مى شویم، وقت و فرصت هم نیست كه در هر دو جا شركت كنیم، در هر كدام از این دو كار شركت كنیم از دیگرى محروم مى مانیم، شما كدامیك از این دو را دوست مى دارى تا من در آن شركت كنم؟»
رسول اكرم فرمود: «اگر افراد دیگرى هستند كه همراه جنازه بروند و آن را دفن كنند، در مجالس علم شركت كن همانا شركت در یك مجلس علم از حضور در هزار تشییع جنازه و از هزار عیادت بیمار و از هزار شب عبادت و هزار روز روزه و هزار درهم تصدق و هزار حج غیر واجب و هزار جهاد غیر واجب بهتر است. اینها كجا و حضور در محضر عالم كجا؟ مگر نمى دانى به وسیله علم است كه خدا اطاعت مى شود، و به وسیله علم است كه عبادت خدا صورت مى گیرد. خیر دنیا و آخرت با علم توأم است، همانطور كه شرّ دنیا و آخرت با جهل توأم است.»
منبع: بحارالانوار، چاپ جدید، جلد 1، صفحه 204.
چراغى كه از پشت سر آید نور و جلا ندارد!
مردى پس از عمرى تلاش و جمع آورى ثروت دنیا مریض شد و به بستر بیمارى افتاد. مرض روز به روز شدت گرفت و او را در آستانه مرگ و سفر به جهان آخرت قرار داد. دستور داد فرزندانش حاضر شدند تا وصیّت نماید. او خطاب به پسر بزرگش گفت: پسر جان! من دارم مى میرم و دیگر امیدى به زنده ماندنم نیست. امروز به خود آمده ام و مى بینم دستم خالى است و باید با كوله بارى از معصیت و شرمندگى به سوى خدا بروم. ثروت و مال زیادى جمع كرده ام و در اختیار شماست. سعى كنید از این پولها بدهید تا برایم نماز بخوانند و روزه بگیرند و از ثروتم در این راه خرج كنید و احسان نمائید، كه من شدیداً بدان نیازمندم. لذا مقدارى كه براى واجبات لازم بود تفكیك و در اختیار وى قرار داد. او از تاریكى راه خود نگران بود و مرتّب مى گفت چراغى از پشت سرم بفرستید. از قضا مرد شفا پیدا كرد و نمرد.
روزى او را به میهمانى دعوت كردند. او به فرزندش گفت پسرم چراغ همراه خود بیاور. پسر اطاعت كرد. پدر و پسر راه افتادند اما در میانه راه پسر چندین قدم از پدر عقب افتاد. در این حال پدر دچار مشكل شد و زبان به شكوه گشود و گفت: پسر چرا عقب ماندى، باید چراغ جلو حركت كند راه را نمى بینم و مى ترسم بیفتم و دست و پایم بشكند. پسر از فرصت استفاده كرد و گفت: پدر جان یادتان هست كه آن روز وصیت مى كردى و مى گفتى راه آخرت سخت است و خطرناك!! چراغ از پس من بفرستید، خودت چراغ نبردى و از قبل نفرستادى و چراغ را از پشت سر خواستى، آرى پدر، چراغى كه از پشت سر آید نور و جلا ندارد.
 منبع: ترجمه، از دیوان تجلیات استاد منعم اردبیلى.
تازه مسلمان لبنانى و روزه ماه رمضان
علامه بزرگ سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب كتاب «المراجعات» مى گوید: یكى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟
گفتم: دو ركعت نماز صبح بخوان و سه ركعت نماز مغرب.
گفت: مسلمانان هفده ركعت نماز مى خوانند!
گفتم: مسلمانى آنها یك مقدار قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو ركعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب مى خواندند، اكنون كه شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید كافى است.
كم كم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.
تا اینكه ماه رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟
گفتم: خیر، روزه مربوط به كهنه مسلمان ها است، مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى كه از بعثت پیامبر گذشت، به روزه گرفتن مأمور شدند.
گفت: مى خواهم روزه بگیرم.
گفتم: هر اندازه كه آمادگى دارى روزه بگیر.
همین روش باعث گردید كه در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت، و اكنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است، نماز شبش ترك نمى شود، و مهمترین بودجه ها و كمبودهاى مالى جنوب لبنان (مركز شیعه نشین) را او تأمین مى كند.
آرى هنگامى كه پیامبر7 معاذبن جبل را براى ارشاد مردم، به یمن فرستاد به او فرمود: یا معاذ بشر و لاتنفر، یسر و لاتعسر.
«اى معاذ! با بشارت و چهره شاد و گشاد با مردم روبرو شو، (و كارى را كه موجب فرار مردم از اسلام گردد انجام نده) آسان بگیر و سخت نگیر»
منبع: 1- مجله حوزه، شماره 39، ص 48 و 49.
2- سیره ابن هشام، ج 4، ص 237

گاندى رهبر هند و روزه صلح

مهاتماگاندى بنیانگذار هند آزاد در 78 سالگى با یكى از سخت ترین مراحل زندگى پرماجرا مواجه شد، و هند آزاد و مستقل با جنگ داخلى و خونین روبرو شد. مبارزین همگام سابق به صورت خصم رو در روى هم قرار گرفته بودند، هندو و مسلمان در بیهار، پنجاب و بنگال دست به كشتار یكدیگر مى زدند. روز 12 ژانویه 1948 گاندى براى ابراز شرم و خشم گفت: من روزه مى گیرم و تا دم مرگ آن را ادامه مى دهم. و همین ایستادگى گاندى موجب شد كه طرفین ترك مخاصمه را امضا كنند و تنها با روزه گرفتن توانست صلح را برقرار كند.

جنگ طلبان، وجود گاندى مصلح را براى انجام مقاصد خود مزاحم مى دیدند و این یك معجزه بود كه گاندى پیر بدون محافظ هنوز زنده بود، ولى بالاخره جانیان كار خود را كردند و در 30 ژانویه 1948 زمان دعاى روزانه مردم در حالى كه اطراف گاندى را گرفته بودند او تكیه بر دو نوه اش (آبهاد و مانو) به سوى محل عبادت مى رفت. در صف اوّل مرد سى و شش ساله اى ایستاده بود كه دستهایش را بر سینه روى هم نهاده بود، او چند روز پى درپى در صف اوّل حضور یافت، گاندى لبخندى زد و به او گفت: امروز دیر آمدى! درست در همین لحظه قاتل تپانچه اش را بیرون كشید و سه گلوله شلیك كرد! لباس سفید گاندى غرق در خون شد، مردم به شدت وحشت كردند و با تعجب كه آیا ممكن است كسى پیدا شود و به چنین پیرمرد محبوبى تیراندازى كند! چند ثانیه واكنش نشان ندادند، تا رایزن كنسول آمریكا كه براى تماشاى مردم به دعا آمده بود، خود را روى ضارب انداخت و او را خلع سلاح كرد. هواداران گاندى به ضارب هجوم آوردند ولى او را نكشتند، خبر مرگ گاندى به سرعت در همه جا منتشر شد، نهرو همرزم گاندى در حالیكه اشك مى ریخت گفت: بدترین حادثه اى كه ممكن بود براى هند رخ بدهد اتفاق افتاد.
شب هنگام، تمام رهبران سیاسى كشور در اطراف جنازه گاندى گرد آمدند. قاتل كه مردى 36 ساله بود قبل از این جنایت، مدیریت یك روزنامه افراطى را به عهده داشت و با همدستانش از دهكده اى براى ترور گاندى به آنجا آمده بودند. او پس از قتل، به دار مجازات آویخته شد و جسد گاندى طبق آیین هندو طىّ تشریفاتى سوزانده و خاكسترش در سرتاسر هند پراكنده شد.
منبع: مجله اطلاعات هفتگى.
علّت تعطیلى ملاقات هاى امام خمینى(قدس سره) در ماه رمضان
امام با همه اشتغالاتى كه داشتند به انجام مستحبات بویژه خواندن قرآن، دعا و نماز اول وقت اهمیت مى دادند. امام هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن مى خواندند. در ماه مبارك رمضان سه بار قرآن را ختم مى كردند. نسبت به دعا شاید كسى باور نكند یك رهبر انقلابى و سیاسى، اكثر دعاهاى مفاتیح الجنان را خوانده باشد. به نماز اوّل وقت خیلى مقیّد بودند. در اوج اشتغالات و گرفتاریها، به نماز اوّل وقت مقیّد بودند. روزى كه سران كشورهاى اسلامى براى قضیه صلح ایران و عراق به خدمتشان آمده بودند، وسط جلسه بود كه اذان ظهر گفته شد. امام، بلند شدند و فرمودند: من مى خواهم نماز بخوانم. چون مقیّد بودند به هنگام نماز، خود را با عطر و ادكلن خوشبو كنند. در همان جلسه به من اشاره كردند كه ادكلن من را بیاور! پس از ادكلن زدن به نماز ایستادند و دیگران هم پشت سر ایشان نماز جماعت خواندند. خلاصه به دعا و انجام مستحبات، تهّجد شبانه و ... خیلى اهمیت مى دادند. سرّ اینكه امام ملاقات هاى خودشان را در ماه مبارك رمضان تعطیل مى كردند براى این بود كه بیشتر به دعا و قرآن و خلاصه به خودشان برسند.
منبع: مجله حوزه، شماره 45.

اخلاق امام خمینى(قدس سره)

در اوایل خرداد ماه 64 كه مصادف با ماه مبارك رمضان بود، هواپیماهاى عراقى در طول شبانه روز وقت و بىوقت، تهران را بمباران مى كردند. همراه آن، توپهاى ضدهوایى با صداهاى مهیب و گوشخراش به ویژه در منطقه دامنه كوههاى شمال تهران به صدا مپیچید، خواب و استراحت را در همه گرفته بودند. صبح كه مى شد، همه در اثر بى خوابى شبانه، خواب آلوده و كسل بودند و نظم و نسق كارها را به هم ریخته بود. گرچه ما مجبور بودیم كارمان را منطبق با برنامه امام تنظیم كنیم، ولى امام ملزم به تبعیت از كسى نبودند و اختیار داشتند. برنامه كارشان را به طور دلخواه و مناسب حالشان تنظیم كنند. با این حال، در شرایطى كه همه گرفتار بى خوابى و كسالت بودند و مایل بودند كه ساعتهاى اول روز را كه بیشتر آرام بود، بخوابند، حضرت امام، طبق روال همیشگى، هر روز رأس ساعت هشت صبح، سر حال در اتاق كار و ملاقاتشان حاضر مى شدند.

یك روز آقاى دكتر عارفى كه همواره مراقب وضع و سلامتى امام بود، بعد از معاینه سؤال كرد:
در ماه رمضان، این روزها وضع خواب و استراحتتان فرقى نكرده؟ كم نشده؟
فرمودند: "نه".
مجدداً سؤال كرد هیچ فرقى نكرده است؟
باز هم تأكید كردند: "نه".
در اواخر جنگ نیز كه براى مدتى، تهران مورد تهاجم موشكى دشمن قرار داشت، روزانه گاهى بیش از ده موشك به تهران اصابت مى كرد و تعداد زیادى از آنها یك خط منحنى را در شعاعى نزدیك به جماران تشكیل مى دادند. اكثر ساكنان تهران و شمیران به شهرهاى امن پناه برده بودند، ولى حضرت امام على رغم اصرار فراوان براى جابجایى و حداقل استفاده از پناهگاه، به هیچ وجه در محل اقامت و در انجام كارها و برنامه هاى روزانه شان كمترین تغییرى ندادند. حتى محل نشستنشان در اتاق كه تقریباً پشت شیشه بود، عوض نشد. تنها كارى كه در محل اقامت حضرتشان انجام شد، چسباندن نوار چسب به شیشه ها بود. ایشان هرگز به پناهگاه كوچكى كه ظاهراً به خاطر عدم ممانعت آن حضرت به عنوان دیگرى در نزدیك محل اقامتشان ساخته بودند، نرفتند بعد هم دستور داند كه برداشته شود.
مكرر اتفاق افتاد كه در حین تشرف به خدمتشان در همان جاى همیشگى صداى ضدهوایى یا انفجار، زمین را مى لرزاند. یك بار كه ساعت حدود هشت و ده دقیقه صبح بود كه موج انفجار ناشى از اصابت موشك به نزدیكترین نقطه به جماران، چنان همه جا را تكان داد كه در اتاق به شدت باز شد و به پشت این جانب كه نزدیك در نشسته بودم، خورد.
در آن حال، من تمام توجهم به امام بود. ولى هیچ گونه تغییر و واكنشى در قیافه امام ندیدم. بعد هم با توجه به اینكه با دستگاه مخصوصى به طور مداوم، قلب حضرت امام تحت كنترل بود و كمترین تغییرى حتى در تپش قلب مباركشان، روى صحنه مربوطه منعكس مى شد، از یكى از پزشكان مراقب تحقیق كردم معلوم شد كه این حوادث و صداهاى مهیب كه براى یك لحظه هم كه شده، قلب همه را تكان مى داد، در مورد حضرت امام كه مصداق بارز "كالجبل الراسخ لا تحركه العواصف" بودند، نه فقط در ظاهر چهره پر صلابتشان كمترین تغییر ایجاد نمى كرد. حتى در دستگاه هاى عصبى و قلب آكنده از ایمان و توكلشان نیز هیچ گونه لرزشى به وجود نمى آورد. چرا كه او به حقیقت "لن یصیبنا الا ما كتب الله علینا" و اصل شده و ضمیر آرام و قلب مطمئن او بار سفر آخرت را بر بسته بود و لحظه مرگ خود را آغاز حیات راستین خویش مى دانست و چون فقط از "خدا" مى ترسید و تنها اراده "او" را حاكم بر هستى یافته بود، دیگر در وجودش جایى براى ترس جز از "او" یافت نمى شد.
منبع: در سایه آفتاب، ص 90، 91 و 92.
ثواب روزه متأهلین
امام صادق فرمود: مردى نزد پدرم (امام باقر) آمد، پدرم به او فرمود: «آیا همسر دارى؟»
او عرض كرد: «نه»
پدرم به او فرمود: «من دوست ندارم، همه دنیا و آنچه در آن است، داشته باشم، ولى یك شب را بدون همسر، بسر برم» سپس فرمود: «دو ركعت نماز مردى كه همسر دارد، بهتر است از عبادت سراسر یك شب، و روزه روز آن، از مرد بى همسر».
سپس پدرم هفت دینار به او داد و فرمود، «با این پول، ازدواج كن» و فرمود: رسول اكرم مى فرمود: اتّخذوا الاهل ارزق لكم.
«براى خود همسر و فرزند فراهم كنید، زیرا این كار، روزى شما را بیشتر مى كند».
منبع: وسائل الشیعه، ج 14، ص 7.
زن حامله، ثواب روزه دار را دارد
ام سلمه خدمت پیامبر رسید و عرض كرد: همه افتخارات نصیب مردان شده و زنان بیچاره چه سهمى از این افتخارات دارند. پیامبر فرمود: زنان هم افتخارات فراوانى دارند، چون هنگامى كه زن باردار مى شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامى كه وضع حمل مى كند، آنقدر خدا به او پاداش مى دهد كه هیچكس حدّ آن را از عظمت نمى داند، و هنگامى كه فرزندش را شیر مى دهد در برابر هر مكیدنى از سوى كودك، خداوند پاداش آزاد كردن برده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهد، و هنگامى كه دوران شیرخوارگى كودك تمام شد، یكى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى زند و مى گوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز كن، چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشیده است.
منبع: داستان هاى تفسیر نمونه، ص 290.

روزه بانوى بداخلاق

عصر رسول خدا بود. بانوى مسلمانى همواره روزه مى گرفت و به نماز اهمیّت بسیار مى داد. حتّى شب را با عبادت و مناجات بسر مى برد ولى بداخلاق بود و با زبان خود همسایگانش را مى آزرد. شخصى به محضر رسول خدا آمد و عرض كرد: «فلان بانو همواره روزه مى گیرد و شب زنده دارى مى كند، ولى بداخلاق است و با نیش زبانش همسایگان را مى آزارد.»

رسول اكرم فرمود: لا خیر فیها هى من اهل النّار
«در چنین زنى خیرى نیست و او اهل دوزخ است.»
منبع: بحارالانوار، ج 71، ص 294.




آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :