تبلیغات
هیئت جوانان عاشورایی رزمندگان اسلام ماسال
مراسم هفتگی - یکشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشا - دارالقرآن کوثر

http://up.behtarin.com/uploads/dcf299e3991.jpg

مراد مداحان دیروز و امروز

 بیشتر از اسمش، صدایش آشناست. کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که صدایش را بشنود و او را نشناسد. هیاتی‌ترها هم لابد به جایگاه حاج منصور ارضی در میان مداح‌ها واقفند. او مراد خیلی از مداح‌های جوان و میانسال امروز است.
گاهی حتی به اشاره حاج منصور، همه‌شان مصاحبه با فلان مطبوعه را تحریم می‌کنند یا مساله‌ای را در مجالسشان مطرح می‌کنند. در هیات‌های حاج‌منصور و مریدانش، برنامه اصلی برنامه مداحی است و سخنرانی فرع بر آن. با توجه به موضوع انتخاب شده‌مان تصمیم گرفتیم سراغ این پیشکسوت برویم. گروهی برای تهیه یک مستند درباره اخلاق مداح و مداحی سراغ تعدادی از این بزرگواران رفته بودند و این مصاحبه در واقع بخشی از این مستند است که گروه با حاج منصور ارضی به گفت‌وگو نشسته است. خواندن نظرات ایشان درباره مدح، مداحی و مداحان خالی از لطف نیــست. این مصاحبه به همت رضا قائمی تنظیم شده و در شماره 23 ویژه نامه آیه به چاپ رسیده است.



شخصیت مداح از نظر فکری، روحی و اجتماعی چگونه باید باشد؟

سیر مداحی را خداوند متعال به ما یاد داده است. بهترین ساعات سال شب‌های قدر است. در آنجا که قرآن را به سر می‌گیریم می‌گوییم «بحق مدحته فیه» یعنی قرآن مداح است، خدا مداح است. مدح، مدح خوبی‌ها مخصوصا، چیز جالبی است. این کار به زبان عامه مردم انجام می‌شود. پس همه خلایق مدح خوبی‌ها را دارند. پس این شغلی نیست که من درآوردی باشد. اما مداحی اصلش باز می‌گردد به مدح اهل بیت(ع). مثلا سوال می‌شود که شما چطور شد که وارد سیر مداحی شدید. ما توی این رودخانه خلقت آمدیم جلو، ما را مانند یک خاشاک آوردند کنار این ساقه و صاحب این ساقه ما را یا صید کرد یا به دست آورد. این نیست که ما فکر کنیم از اول ما این سیر صعودی را داشتیم. ما به راستی آن جمله‌ای که در دعاها هست- استطاعتش را نداشتیم و خدا برای ما تهیه کرد.
 
خیلی‌ها هستند مداح دشمن و غیر خدا هستند و به‌راستی عمری را می‌گذرانند که دشمن را تعریف و تمجید کنند. او هم مداح است؛ مداح کفر است. همان‌طورکه ما در زیارت جامعه کبیره بحث ائمه الکفر داریم؛ رهبران کفر. پس در مداحی هم این موضوع وجود دارد.
 
مردم خیلی از بزرگان را ندیدند. خیلی از پیرها و افرادی را که قبل از انقلاب بودند ما دیدیم و از آنها درس گرفتیم. چه مشقت‌هایی آن بزرگان دیدند. چقدر اذیت‌ها شدند. چقدر زندان‌ها رفتند. من چند نفر را می‌شناسم که همه‌شان مرده‌اند. اینها در زندان‌ها گرفتار شدند و به خاطر آن حرکت صحیح مداحی، مورد ستم قرار گرفتند.
 
ما درس گرفتیم. تعلیم دیدیم. معلم داشتیم. نفَس به ما خورده. تازه ما استفاده درست هم نکردیم، اگر استفاده درست می‌کردیم به نتایجی مثل شهدا می‌رسیدیم.
این مداحی را واقعا یک عده‌ای برای شغل قبول کردند، یک عده هم برای مبارزه؛ چون ما همیشه در جنگیم، در حربیم، در محرابیم. همان‌طور که قرآن می‌گوید عده‌ای دائم در نماز هستند؛ یعنی در محراب هستند.
سیر مداحی را خداوند متعال به ما یاد داده است. بهترین ساعات سال شب‌های قدر است. در آنجا که قرآن را به سر می‌گیریم می‌گوییم «بحق مدحته فیه» یعنی قرآن مداح است، خدا مداح است

منتها بعضی‌ها کاری ندارند. مثلا خیلی‌ها هم که قلیل‌اند، این شغل را انتخاب می‌کنند که امرار معاش کنند. یک وقت هم بعضی‌ها این شغل را انتخاب می‌کنند که بهتر بجنگند تا بتوانند بهتر مردم را دعوت کنند برای جنگ با دشمن. چون جنگ است همیشه. هیچ وقت این جنگ تمام نمی‌شود. هیچ وقت هم ما سازش نداریم. چون سازش ما معیار دارد. حتی سازش هم نیست! بلکه سلم است. اگر این لغت را به سازش هم تعبیر و ترجمه کنند، می‌گوید «سلم لمن سالمکم». یعنی خط او از خط اهل بیت(ع) خارج نمی‌شود که به تشخیص خودش عمل کند. نتیجه‌اش هم این است که خیلی‌ها هم با این رای موافق نیستند. می‌گویند مداح باید بیاید و یک چیزی از کربلا بخواند تا نذر ما ادا شود، نه دین خدا تقویت شود. هنوز هم بعضی از آقایان و علما ما را به عنوان نذری خوان می‌دانند، نه مبلغ اسلام. چون خودشان و ما را گم کردند. اگر هم خودشان و هم ما را پیدا کنند، متوجه می‌شوند هر دو در یک راستا در حال جنگ هستیم. هر دو در یک راستا داریم تبلیغ می‌کنیم. جالب اینجاست که همه جورهای دیگر تفسیری می‌کنند.
 
 گفتید کار مداح فقط مداحی نیست، پس رسالت مداح چیست؟ مداح باید به کجا برسد؟
به آن کسی که مردم را به اسلام می‌رساند، به او مبلغ می‌گویند. شما نگاه کنید، اعلام می‌کنید که به خدا «اللهم بارک لنا فی رجب و شعبان و بلغنا شهر رمضان» یعنی خدایا مبارک کن برای ما، ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان. ریشه مداحی رساندن است. نه فقط در حرف، دست مردم را بگیر و برسان.

«بلغ» در «بلغ ما انزل الیک» معنای این را ندارد فقط یک پیامی را رساند، حالا مردم خواه پند بگیرند و خواه بروند جهنم. انتهای رسالت نوکری رساندن مردم به امام حسین(ع) است. اگر رساندی «ثم آمنوا»، حالا اگر اینها برگشتند «ثم کفروا، ثم ازدادوا...» یعنی همان آیه قرآن می‌شود. مردم برمی‌گردند از امام حسین(ع) و «ارتد الناس بعد النبی» می‌شوند.
موضوع اصلی این است که مداحی را فقط در نوحه و شور می‌بینند، می‌گویند یک نوحه‌ای خوانده شد. نه، این نیست.  باید مردم را از این طریق برسانند به این «سفینه النجاه». این می‌شود معنای «بلغ»؛ تبلیغ. این می‌شود نهایت رسالت نوکری.
 
خب حالا این چطوری است؟ این آدم در بین راه دشمن دارد. همین‌طوری نمی‌رود بیفتد در بغل امام حسین(ع). یک روزی باید سر بدهد، یک روزی باید سر بدهد با فکر. بدبختانه الان یک عده سرشان را، قلبشان را و فکرشان را داده‌اند به دشمن. مثلا ایرانی‌های خارج از کشور را دعوت می‌کنند. می‌آیند اینجا می‌خورند و... دوباره می‌روند دنبال کارشان. یا حتی یک ارزیابی‌ای می‌کنند. بعضی‌هایشان هم که صددرصد جاسوس هستند، کارهایشان را انجام می‌دهند و با فامیل‌هایشان ارتباط برقرار می‌کنند و دوباره می‌روند تا سال دیگر. یکی از همین بزرگانشان می‌گوید اگر می‌خواهید ما در ایران سرمایه‌گذاری کنیم باید ولایت فقیه از قانون اساسی حذف شود. چون بالاترین موضوع را ولایت فقیه می‌دانند.
 
سال 42 که در بازار سینه می‌زدیم، حاج اکبر ناظم نوحه ساخت و شعار داد که «ولایت فقیه اصل دین است». الان ما راه آنها را می‌رویم، راه اضافی و راه کج هم نمی‌رویم. حقیقت امر این است که دشمن فهمیده، ولایت فقیه اصل دین است. اما یک عده می‌گویند حتی فرع دین هم نیست، ما ولایت فقیه را ساختیم.
 
اوج نوکری، رسیدن به اباعبدالله(ع) است که حق است: «والحق معکم و فیکم و منکم و الیکم». این نوکری را اگر یک عده‌ای بخواهند با خلط، حرامش کنند؛ یعنی در کنار این نوکری خیلی کارها بکنند. برای مرده می‌خواهند روضه بخوانند یا برای زنده، برای شهید یا غیر شهید، برای عالم دین یا کس دیگر و... او می‌خواهد پولش را بگیرد.
خیلی‌ها هستند مداح دشمن و غیر خدا هستند و به‌راستی عمری را می‌گذرانند که دشمن را تعریف و تمجید کنند. او هم مداح است؛ مداح کفر است. همان‌طورکه ما در زیارت جامعه کبیره بحث ائمه الکفر داریم؛ رهبران کفر. پس در مداحی هم این موضوع وجود دارد
سوالاتی که می‌بینم توی شبکه‌های تلویزیونی از بعضی پیشکسوتان می‌پرسند، مثل اینکه این آهنگ خوب است یا آن آهنگ؟! اینها اصل مداحی نیست. اصل مداحی این است که مردم را به قیام و مبارزه دعوت کنی؛ در زمان انتظار که اگر فتنه‌ای پیش آمد اینها تمرین‌هایشان را کرده باشند؛ انتظار یعنی این.

از صحبت‌های شما می‌توان فهمید که تکلیف مداحی رساندن مخاطبان به مقصود است...
بهتر است بگوییم نتیجه. نکته‌ای دارد؛ چون خیلی‌ها با تمسک به این کلمات در مسیر اشتباه می‌روند. مثلا صوفی‌ها می‌گویند چون اصل نماز رسیدن به خداست، ما با ذکر دیگری به آن می‌رسیم. در حالی که باید آن اعمال انجام شود. در مداحی هم همین است. باید مدح را عالی خواند. باید شور و شعار و نوحه و سرود و... را خواند. باید گریه را گرفت. باید یاد کربلا کرد. نتیجه اینها می‌شود بیداری.
 
برای اینکه این نتیجه حاصل شود، یک سری نکات هست که مداح باید رعایت کند. یک مداح چه نکات کلیدی‌ای را باید رعایت کند؟!
آن روایت‌هایی که از زبان علمای بزرگ بیان می‌شود، همان‌ها کلید است؛ یعنی صفاتی که برای انسان مومن قرار دادند، همه آنها وجود دارد.
 
ولی یک شاخصه مهم دارد: رعایت بیش از حد دستورات حقیقی و حقوقی اسلام. مثلا برای تمرین فرمان برداری از امامان، فرمان پدر و مادرمان را مقدم دانستیم. بعضی‌ها غافلند و خطاب به امام‌شان می‌گویند «و مقدمکم امام طریقتی و ارادتی فی کل احوالی و اموری». اما تمرین این مقدم داشتن کجاست؟ ما می‌گوییم اگر قرار است از خدا فرمان ببریم،‌ تمرینش این است که از پدر و مادر فرمان ببریم. اما افرادی را می‌بینیم که پدر و مادرش را اذیت می‌کند، خانواده‌اش را اذیت می‌کند و می‌خواهد یک مداح خوب هم باشد.
 
نتیجه این می‌شود که جوانی می‌خواهد مداحی یا دین خدا را قبول کند، نگاه می‌کند و می‌بیند که چند قرائت از دین شده؛ دین یعنی خوش برخورد کردن، خوش خوردن، خوش داشتن و... آن هم از چه راهی؟ همه‌چیز داشتن. ای بابا! این چه مسیری است؟! آن وقت می‌بینید فریاد مداح بلند می‌شود که امام حسین(ع) چقدر اذیت شد. چه آن زمانی که در مدینه بود، چه زمان جدش، چه در زمان پدرش و چه زمان برادرش. این همه درد کشید.
مداح با معضلات فکری جامعه می‌جنگد. ما می‌گوییم که یک جوانی که می‌خواهد تازه شروع کند و بخواهد این کلیدها را بداند، بعد از خدمت به خدا و وحدانیت خدا، اول به پدر و مادر خدمت کند. ببیند این توانایی را دارد که پدر و مادرش را بچرخاند تا برسد به جامعه.  این اولین و آخرین کلید است. بقیه‌اش را دیگر می‌دانیم. تمام شهدا از دعای پدر و مادر به شهادت رسیدند.
نتیجه اینکه بهترین کلیدها را علمای ما از زبان اهل بیت(ع) برای ما ترسیم کردند. به تصویر کشیدن شغل ماست. ما بودیم که کربلا را به تصویر کشیدیم.
 
مداح به یک جایگاه اجتماعی و شهرتی می‌رسد که ممکن است آسیب‌هایی داشته باشد. این آسیب‌ها و آفت‌های مداحی چیست؟
همان روایتی را که برای علمای بزرگ ما هست، رقیق کن تا به شرایط مداح برسی. همان روایتی که می‌گوید «فارجعوا الی رواه احادیثنا»، شرایط راویان حدیث را این‌گونه بیان می‌کند: «صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه».
 
اما اگر همه بخواهند درباره آسیب‌شناسی بگویند، غیر از اینکه آسیب‌ بزنند نتیجه‌ای ندارد. امروز هر کسی می‌آید و از دریچه آسیب‌شناسی یک چیزی را می‌گوید و یک ضرری می‌زند، یک مقاله‌ای می‌نویسد و... هر کسی هم که می‌آید جز ضرر کاری نمی‌کند. می‌آیند ضربه می‌زنند و می‌گویند آسیب‌ها این است. آسیب را باید یک عالم فرزانه با دلسوزی و با زبان دین بیان کند. رهبر معظم انقلاب سال‌هاست که دارد این آسیب‌ها را می‌گوید، به جان ما هم می‌نشیند. چون با زبان خوبی می‌گوید. اول بروند زبان بیان را پیدا کنند، بعد آسیب‌شناسی کنند.
 
آسیب‌ها خیلی زیاد یا کم، آسیب اول خود مداح است؛ یعنی وقتی خود مداح دنیا‌گرا باشد، کار تمام شده. دنبالش همان آسیب‌هایی است که سال‌ها در سیر الی‌الله شنیده‌اید. جنگ آندلس در کجا ختم شد و ضربه خورد؟! می‌گویند زمانی که با شراب و زن، مسلمانان را تغییر دادند. حالا ما می‌گوییم به مداح شراب نمی‌دهند، اما قلیان می‌دهند که بعد معتادش کنند. شهرت اضافی و کاذب به او می‌دهند که بعد از بین ببرندش. ما از منابع اطلاعاتی خبر داریم که به یک مداح با پنج واسطه از طریق یک زن ضربه زدند. گرفتندشان و خودشان اقرار کردند که به وسیله این حرکت‌ می‌خواستیم آسیب بزنیم. آسیب همین است.
سوالاتی که می‌بینم توی شبکه‌های تلویزیونی از بعضی پیشکسوتان می‌پرسند، مثل اینکه این آهنگ خوب است یا آن آهنگ؟! اینها اصل مداحی نیست. اصل مداحی این است که مردم را به قیام و مبارزه دعوت کنی؛ در زمان انتظار که اگر فتنه‌ای پیش آمد اینها تمرین‌هایشان را کرده باشند؛ انتظار یعنی این
بعضی‌ها می‌گویند آسیب در مقتل خواندن؛ فلان ماجرا در مقتل نیست یا هست. چه کسی این را می‌‌گوید؟ اگر کتاب‌های علمای گذشته را جمع کنیم می‌بینیم بعضی‌ها بعضی از قسمت‌های کتاب‌های خود علما را قبول ندارند. اختلاف علمی و سلیقه‌ای هست. اینهایی که ما می‌گوییم در کتاب نوشته، تازه ما یک‌سری‌اش را نمی‌خوانیم.

من حرفم این است که آسیب اول باید مشخص شود. بعد این آسیب را اول بیاورند روی بیماران ترمیم و تمرین کنند. بعد بگویند اینها را ترمیم و تمرین کردیم. حالا این ترمیم و تمرین را کجا باید شروع کنیم؟! اول کار این است که علمای بزرگ ما که این همه زحمت کشیده‌اند و هزاران کتاب را احیا کرده‌اند، یک مقتل کامل بنویسند برای همه ائمه(ع) و بگویند بعد از این، این قانون است. این مقتل درست است. تکنولوژی امروز هم می‌تواند کمک برساند. نتیجه این کار، ترمیم است نه تخریب.
یکهو ما از یک مسؤولی در خبرگان می‌شنویم که شروع می‌کند به حمله کردن برای اینکه ترمیم کند، اما تخریب می‌کند و بغض یک عده‌ای در می‌‌آید. درگیری بیشتر می‌شود. همان را دشمن استفاده می‌کند؛ مخصوصا دشمن داخلی ما. اسباب خنده می‌شود.
 
خبرنگاری با برنامه‌ریزی قبلی از کسی که تازه از آمریکا آمده سوال می‌کند و او هم می‌گوید اصلا من نمی‌دانم چرا امام حسین (ع) را می‌کشند و بعد دوباره زنده می‌شود. آخه احمق! این چه سوالی است که از این می‌کنی؟؟ از یک کسی که عامل فحشا و فاحشه است نتیجه‌اش چه می‌شود؟! نتیجه‌اش یواش یواش می‌رسد به جاهای دیگر تا جایی که مردم کارهای خاصی را عبادت می‌دانند. خوشی یعنی اینکه ما در یک عبادتی زیبا عمل کنیم؛ می‌شود بهترین خوشی. کار به جایی می‌رسد که خوشی برای آنها می‌آید؛ چه آن زمان که امام حسین (ع) را کشتند و خوشحال شدند که امر خدا را اطاعت کردند؛ چه امروز که بیایند روز عاشورا پرچم‌ها و حسینیه‌های اهل بیت (ع) را آتش بزنند و برقصند و بگویند این بهترین روز ماست.
 
این آسیب‌ها را اگر بخواهیم درمان کنیم چه پیشنهادی می‌کنید؟
باز هم تاکید می‌کنم کلام اهل بیت (ع) و ترجمه آن به وسیله علمای عامل ما که برای ما فرموده‌اند؛ صیانت نفس بالاترین است و از آسیب‌ها جلوگیری می‌کند؛ یعنی برای پیشگیری آسیب‌ها. یعنی آنچه را می‌دانند سینه به سینه آمده با یکی از علمایی که واقعا عاشق اهل بیت(ع) است در میان بگذارند و بگویند که اگر ما این را بگوییم چه اثری دارد؟ البته یک‌سری علوم را باید بخوانند. من الان به تمام کسانی که می‌آیند می‌گویم تا دیپلم نگرفتی اجازه مداحی نداری. چرا؟ چون باید علاقه به کتابخوانی داشته باشد. وقتی تاریخ را بخواند بهتر می‌فهمد.
 
چه علومی را فرا بگیرد؟ صرف خواندن مقتل کافی است؟ یا مثلا شرکت در جلسه دیگر مداحان.
البته لازم است که علوم دیگری را یاد بگیرند. آن هم از استادان معتبر. این علوم این طور شروع می‌شود که احکام را بدانند. تاریخ را باید بدانند. اینها لازمه است. مقتل بدانند. در مجالس شرکت کنند؛ مثلا طلبه می‌رود سرکلاس عام یا خاص یک رشته.
 
سی‌دی گوش کردن خیلی خوب است؛ مخصوصا در این زمان. به خود شما هم توصیه می‌کنم که خود شما هم از سی‌دی‌های مداحی داشته باشید که گاهی وقت‌ها تسلای دل است؛ چه بخواهیم مداح شویم و چه نخواهیم. این نوحه‌ها در برابر این محصولات مستهجن، بازدارنده است؛ سپر است. البته بعضی سی‌دی‌ها را می‌گویند تقلید فلان آهنگ است که وضع اینها جداست و همه تشخیص می‌دهند.
رعایت بیش از حد دستورات حقیقی و حقوقی اسلام. مثلا برای تمرین فرمان برداری از امامان، فرمان پدر و مادرمان را مقدم دانستیم. بعضی‌ها غافلند و خطاب به امام‌شان می‌گویند «و مقدمکم امام طریقتی و ارادتی فی کل احوالی و اموری». اما تمرین این مقدم داشتن کجاست؟ ما می‌گوییم اگر قرار است از خدا فرمان ببریم،‌ تمرینش این است که از پدر و مادر فرمان ببریم. اما افرادی را می‌بینیم که پدر و مادرش را اذیت می‌کند، خانواده‌اش را اذیت می‌کند و می‌خواهد یک مداح خوب هم باشد
ولی اینها کافی نیست. سی‌دی باید گوش کنی. علم کلام، حرکات. اینها همه‌اش مهم است. بعد مقتل‌خوانی، تاریخ اسلام را بخوانیم و حتی تاریخ‌های دیگر؛ مثلا یک کتابی است به نام مسکن الفواد مرحوم شهید ثانی. این کتاب به درد ما می‌خورد. برای آنهایی که داغ فرزند دیده‌اند از آن استفاده می‌کنیم. یک بخشی از موضوع را می‌آوریم که می‌خواهیم یک واقعه اصلی را بیان کنیم. از گذشته فیض می‌آوریم، از حال می‌گیریم، از مخصوصات می‌گیریم و اینها را با هم تلفیق می‌کنیم. مقدمه یک روضه را این طوری بیان می‌کنیم و بعد روضه را می‌خوانیم تا مردم برایشان جا بیفتد؛ یعنی توی دلشان می‌نشیند.

همه اینها لازم است. استفاده از منابع لازم است. الحمدلله الان همه دارند الان توی صحیح خواندن و شعرهای خوب خواندن رکورد می‌شکنند. الان ما چیزی کم نداریم. شاعری نداریم که حرف هجوی بگوید یا غیرممکنی بگوید یا تعریف بیخودی بکند.
 
اما گاهی دشمن یا حتی یک آدم مریض می‌خواهد در این راه مشکل ایجاد کند. اما نمی‌شود. چون اگر چیزی را غیرصحیح بکوبی، شهرتش بیشتر می‌شود؛ مثلا یک آقایی در تلویزیون بحث هیات‌‌ها را مطرح کرده بود. به ایشان پیغام دادم آیا تمام مستمعین برنامه زنده شما هیاتی‌ها هستند که شما این‌طوری صحبت می‌کنید. این را می‌گویند مریضی و باید علاج بشود.
 
سال 63 من در مجلس شورای اسلامی خواندم. زیر مجلس یک فضایی هست. آنجا روضه گذاشتیم و من آنجا زیارت عاشورا خواندم. گفتم شما می‌دانید یک روزی می‌شود که تقابل شما دو تا (روحانیون و روحانیت مبارز) دیگران را شاد می‌کند. دشمن فهمیده که بعد از یک منبری خوب توی دستگاه امام حسین(ع)، یک مداح خوب می‌رود و مردم را در حد قیام آماده می‌کند. دستگاه‌های اطلاعاتی دشمن به این نتیجه رسیده که باید این مداحان را بزنیم. جالب اینجاست که می‌گویند لازم نیست که ما اینها را با موشک بزنیم، یک نفر از خود جامعه را تشویق و ترغیب می‌کنیم تا اینها را بزند. اما نمی‌دانند که ما بی‌کس نیستیم. همه کس ما امام حسین(ع) است که مواظب ما هست.
 
ان‌شاءالله خدا به همه ما توفیق بندگی بدهد؛ به همه ما و همه کسانی که برای زنده کردن دین خدا تلاش می‌کنند و فقط آسیب ها را نمی‌بینند. به همه کسانی که در راه مداحی قدم می‌گذارند هم کمک کند و آنها را بنده خود کند. ان‌شاءالله کسی را هم از طریق ما گمراه نکند و ما را مدیون خون شهدا و امام(ره) نکند.


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :